گلباران

مونترال مونتراله
نویسنده : - ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٩
 

مثل اینکه چیز هایی که دفعه قبل نوشتم باعث شده دوستان فکر کنن من ناراحتم

اصلا این جوری نیست

1- من فقط می خواستم بگم وقتی ما از ایران به کانادا نگاه می کنیم اون را یک جور دیگه می بینیم .وقتی توش هستیم یک جور دیگه است.فکر کنم این خیلی طبیعیه و در مورد مسایل دیگه هم صدق می کنه .شما وقتی یک چیزی رو نداری و می خواهی داشته باشی یک جور دیگه هستش وقتی بدستش آوردی .نگاهت تغییر می کنه

2- من مخالف این هستم که از کانادا یا مونترال برای خودمون مدینه فاضله بسازیم. من تو ایران هم از اینجا مدینه فاضله نساخته بودم. چون اگر اینجا را بهشت تصور کنی. وقتی با مسایل مختلف روبرو می شی جا می خوری.

اینجا برای هر تازه واردی مثل همه جا مسایل زیادی وجود داره . تا با محیط آشنا بشی و خودت را پیدا کنی و بفهمی می خواهی چه کار کنی کلی طول می کشه و با همه اطلاعاتی  که از اینور و اون ور بدست می آری باز هم خطا می کنی و کلی علامت سوال تو مغرت بوجود می آد.و نمی دونی چکار کنی.این موضوع کم و بیش برای همه هستش واستثنا هم نداره .فقط اطلاعات بیشتر در صد خطا رو پایین می آره ولی صفر نمی کنه.

ما تقریبا 6 ماهه اینجا هستیم .خوب کار های اولیه انجام شده .شهر رو میشناسم .تقریبا می دونم چی را از کجا بخرم. چون کلاس زبان فرانسه هم می رم .وضعیت فرانسه ام هم کمی بهتر شده. تقریبا جا افتادم.ولی.....

هنوز کار ندارم .درسم نصفه مونده. و .....کلی چیز های دیگه که باید براشون جواب پیدا کنم. این به این معنی نیست که ناراضی هستم. نه فکرم مشغوله .خیلی زیاد چون ضمن تطبیق با محیط باید برای آینده هم برنامه ریزی کنم.

الان مونترال زرد و قرمز ونارنجیه( بخاطر پاییز ).