گلباران

دلم تنگ شده یا نشده. مسئله اینست.
نویسنده : - ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٩
 

برای مامانم و خواهرم و مامان بزرگم که خیلی خیلی تنگ شده.ولی برای ایران تنگ نشده.

یکماه و یک هفته گذشت.دیگه داره همه چیز عادی می شه .دخترم امروز برای اولین بار رفت مدرسه و من از صبح از دلشوره مردم.ولی خیلی بد نبود. و بهش خوش گذشته بود.بنظرم مدرسشون خیلی معمولیه.البته برای قضاوت خیلی زوده.

دیگه از بیکاری حوصله مون داره یواش یواش سر می ره. ما ایران زندگی خیلی پر کاری داشتیم .و اینکه تمام روز فقط به گذشت و گذار بگذره دیگه داره لوس می شه.

کلید خونهای که باید توش مستقر بشیم گرقتیم و داریم براش وسایل می خریم.

مبلمان و تخت از Bricks خریدیم.(با اینکه چیز زیادی نخریدیم ولی حدود 5000 دلار شد) تشک خیلی گرونه

خرده ریز ها رو هم معمولا از canadian tire  یا IKEA و یا ZELLER خریدیم

بعضی چیز ها رو از مغازه های 1 دلاری. مثل توالت شور و سطل و آبکش و ...

خونه که چیده بشه باید تمام وقت برای gmat بخونم.

اینجا آسمون خیلی آبیه