گلباران

مدرسه بچه ها
نویسنده : - ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٩
 

یکی از دوستان در مورد مدرسه سوال کردن

وقتی ما رسیدیم اینج قرار داد یک ماهه برای اجاره خونه داشتیم از اون جایی که بچه باید در محلی که سکونت دارید مدرسه بره پس ما باید اول یک خونه برای یک سال اجاره پیدا می کردیم . با اجاره نامه به اداره آموزش و پرورش مراجعه کردیم .بعد از اینکه نوبت گرفتیم بر اساس شماره به کارشناس مربوطه مراجعه می کردیم کارشناس هم برگه لندینگ و بقیه مدارک و اجاره نامه را گرفت و خودش فرم های مربوطه را پر کرد و بعد گفت نامه اینکه مشخص بشه کدام مدرسه باید بره می آیند در خونه.چون همه مدارس دوره welcome ندارند .(این دوره ای است که همه بچه های مهاجر باید برای 2 سال بگذرونند تا بتوانند وارد کلاس های معمولی بشوند) نامه آمد و ما در تاریخ مورد نظر به مدرسه مراجعه کردیم .تا این لحظه مدرسه هیچ مدرکی از من نخواسته و همه اطلاعات دخترم از طیق سیستم اطلاعاتی از آموزش و پرورش به مدرسه انتقال داده شده.منشی مدرسه به من گفت دخترتون به مدرسه خوش آمده و اسم معلمش را به من داد و گفت شما بروید و ساعت 3 بیایید دنبالش.

دخترم با من خداحافظی کرد. دخترم فرانسه که بلد نیست انگلیسی هم کمی بلده .راستی 8 ساله است.

اون روز من که از دلشوره مردم و کمی هم اشک ریختم از اینکه حالا چی می شه .این بچه را گذاشتم .زبان هم بلد نیست .اگه مشکلی پیدا کنه و 1000 فکر دیگه

تمام مدت به ساعت نگاه می کردم که کی ساعت 3 می شه

خلاصه رفتم مدرسه دیدم خوشحال و خندون آمد .اصلا نه شکایتی نه گریه ای

بسیار مدرسه رو دوست داره و صبح ها خیلی خوشحال پا می شه و با اتوبوس می ریم مدرسه. در حالی که تو ایران با ماشین خودمون می رفتیم و کلی قر می زد

دخترم تو ایران با اینکه مدرسه بسیار خوبی می رفت"راه رشد" ولی تمام مدت ناخن می جوید.ولی اینجا خبری از این کارش نیست و بعد از سال ها من ناخن هاشو باید با ناخن گیر بگیرم.ار استرس خبری نیست

مدرسه شهریه نداره ولی یک خرج هایی داره.این مدرسه نهار نداره و باید نهار با خودش ببره و یا 3.75 دلار نهار بخره. در ضمن روزی 2 دلار اجباری باید بدی برای اینکه موقع نهار کسی مواظب بچه باشه که حتما غذاشو بخوره

اگر بچه بیشتر از ساعت 3 لازمه که تو مدرسه بمونه(مهاجرین که  کلاس فرانسه می رن بچه ها بیشتر از 3 مدرسه می مونن) باید روزی 7 دلار بابت day care بدی .

البته تو اداره مهاجرت به من گفتند این هزینه را دولت می ده ولی خود من هم هنوز نمی دونم چطوری می شه.چون الان آخر سال تحصیلی است و تا 3 روز دیگه مدرسه ها تموم میشه.

کلاس تابستانی برای بچه ها حالت camp داره که از صبح تا عصره ولی گرونه هفته ای 250 دلار به بالا من هنوز نتونستم چیز دیگه ای برای دخترم پیدا کنم برای همین نمی دونم چکار کنم چون این خیلی گرونه.

سرویس مدرسه هم ماجرا داره چون معلوم نیست به ما سرویس بدن یانه هنوز در این زمینه خیلی اطلاعات ندارم.

اینجا خیلی خوبه


 
 
بدو بدو در مونترال
نویسنده : - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٩
 

الان ۵٠ روزه مونترال هستم.دیگه خیابون ها و مترو برام غریبه نیست و دیگه نیازی به همراه داشتن نقشه هم نیست .تقریبا همه اون جاهایی رو که باهاشون کاردارم می شناسم و راحت می روم

توصیه می کنم تازه واردین که قصد اجاره منزال دارند و مسلما اولایل هم ماشین ندارند .اگر خواستن از سیستم حمل و نقل عمومی استفاده کنند .تا جایی که ممکنه نزدیک مترو خانه کرایه کنن.و یا اگه برای رسیدن به مترو مجبور هستند از اتوبوس استفاده کنند حتما بررسی کنند ببینند کدام خط ها اتوبوس هاش سریعتر و با فاصله زمانی کمتری می آید .در مسیر همان خطوط منزل اجاره کنند. بخصوص اون هایی که بچه دارند .چون مدارس الزاما سرویس نمی دهندو تو زمستون مجبور می شوید با اتوبوس بچه را به مدرسه ببرید.مثلا خط ١٠۵ که در خیابان شربروک غرب حرکت میکنه هر ٣ دقیقه اتوبوس داره یا مثلا ١۶۵ که در منطقه کت دو نرژ خرکت می کنه.اتفاقا بیشتر ایرانی های تازه وارد هم در همین مسیر خیابان شربروک غرب زندگی می کنند.

خیابان شر بروک یک خیابان خیلی طولانی هستش مثل خیابان ولیعصر تهران

بهر حال اینجا هم مدینه فاضله نیست و مسایل خاص خودش را داره. در انتخاب خونه خیلی باید دقت کنید .که تو فصل سرما دسترسی تون راحت باشه.

 من مونترال را خیلی دوست دارم و هر روز ١٠٠٠ بار خدا را شکر می کنم.اینجا بسیار زیباست .و باید این را پذیرفت که برای جا افتادن در محیط جدید نیاز به زمان است.

 


 
 
دلم تنگ شده یا نشده. مسئله اینست.
نویسنده : - ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٩
 

برای مامانم و خواهرم و مامان بزرگم که خیلی خیلی تنگ شده.ولی برای ایران تنگ نشده.

یکماه و یک هفته گذشت.دیگه داره همه چیز عادی می شه .دخترم امروز برای اولین بار رفت مدرسه و من از صبح از دلشوره مردم.ولی خیلی بد نبود. و بهش خوش گذشته بود.بنظرم مدرسشون خیلی معمولیه.البته برای قضاوت خیلی زوده.

دیگه از بیکاری حوصله مون داره یواش یواش سر می ره. ما ایران زندگی خیلی پر کاری داشتیم .و اینکه تمام روز فقط به گذشت و گذار بگذره دیگه داره لوس می شه.

کلید خونهای که باید توش مستقر بشیم گرقتیم و داریم براش وسایل می خریم.

مبلمان و تخت از Bricks خریدیم.(با اینکه چیز زیادی نخریدیم ولی حدود 5000 دلار شد) تشک خیلی گرونه

خرده ریز ها رو هم معمولا از canadian tire  یا IKEA و یا ZELLER خریدیم

بعضی چیز ها رو از مغازه های 1 دلاری. مثل توالت شور و سطل و آبکش و ...

خونه که چیده بشه باید تمام وقت برای gmat بخونم.

اینجا آسمون خیلی آبیه


 
 
دلم تنگ شده یا نشده؟ مسئله اینست.حداقل برای من
نویسنده : - ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٩